تاریخ:چهارشنبه 2 فروردین 1391-01:37 ق.ظ

إلیك أیها القارىء الكریم ما جاء فی كتیب
صادر عن منشورات كلیة البابا كیرلس السادس اللاهوتیة للكرازة المرقسیة ، وهو بعنوان
(تعلیم كنیسة الاسكندریة فیما یخص طبیعة السید المسیح) وهو عبارة عن نص الكلمة التی
ألقاها الأرشیدیاكون وهیب عطا الله جرجس ، ممثلاً لوجهة نظر كنیسة الاسكندریة فی المؤتر
العالمی الذی عقد بمدینة القدس القدیمة فی المدة من 12_15 أبریل 1959 . وسیتضح لك أیها
القارىء الكریم أن المسیحیین أنفسهم ،
ادامه مطلب
تاریخ:چهارشنبه 2 فروردین 1391-01:28 ق.ظ

یدعی النصارى أن المسلمین بقولهم بنجاة المسیح
من الصلب ینكرون حقیقة تاریخیة أجمع علیها الیهود والنصارى الذین عاصروا صلب المسیح
ومن بعدهم.
فكیف لنبی الإسلام وأتباعه الذین جاءوا بعد
ستة قرون من الحادثة أن ینكروا صلب المسیح؟!!
قد یبدو الاعتراض النصرانی وجیهاً لأول وهلة،
لكن عند التأمل فی شهادة الشهود تبین لنا تناقضها وتفكك روایاتهم.
ولدى الرجوع إلى التاریخ والتنقیب فی روایاته
وأخباره عن حقیقة حادثة الصلب، ومَن المصلوب فیها ؟ یتبین أمور مهمة:
ادامه مطلب
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-08:15 ق.ظ
3.
اوریجن بعنوان نخستین الگوى الاهیات علمى
اوریجن
الگوى الاهیات علمى نیز شد. آثار او نه «دانشگاهى»، بلکه کلیسایى و خطاب به مؤمنان
بود. او در وهله اول علاقه اى به روش یا نظام نداشت، بلکه به نگرش هاى اساسى انسان
در مقابل خدا و به زندگى با روحیه مسیحى علاقه داشت. اوریجن انسانى بود که شدیدا شیفته
آموزش و تعلیم و تربیت جامع و فردى داراى انگیزه خلاق بود. در زندگى نامه او، که ائوسبیوس
نوشته است، گفته شده که
ادامه مطلب
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-08:04 ق.ظ

هنگام
تولد اوریجن، یعنى سال 185م، مسیحیت هنوز اقلیت کوچکى در امپراتورى روم بود. هیچ کس
در آن زمان نمى توانست تصور کند که حدود 150 سال بعد، مسیحیت تبدیل به کلیساى باشکوهى
گردد; زیرا حکومت امپراتورى که آزار و اذیت هاى مقطعى و موقت مسیحیان را در قرن اول،
در دوره زمامدارى نرون، آغاز کرده بود (و پولس قربانى دوره وى بود) اینک درگیر مبارزه
مرگ و زندگى با جامعه مسیحى شده بود. حدود پایان قرن دوم، فقط شمار اندکى در پیروزى
امپراتورى تردید داشتند. البته صرف اینکه مسیحیت در آن زمان در اقلیت بود، بدین معنا
نیست که
ادامه مطلب
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-07:58 ق.ظ

توماسْ
آکویناس1، فیلسوف و حکیم الٰهی (د 1274م/ 623ق). وی در میان سالهای 1224-1226م در منطقۀ
آکوینو در نزدیکی شهر ناپل متولد شد؛ پس از طی تحصیلات مقدماتی در دانشگاه ناپل، در
1244م به فرقۀ دومینیکیان پیوست و پس از آن، برای ادامۀ تحصیل راهی پاریس شد. توماس
در دانشگاه پاریس نزد آلبرت کبیر الٰهیات آموخت و بعدها خود به مقام استادی این دانشگاه
دست یافت. از مهمترین آثار او میتوان به «جامع الٰهیات2»، «جامع در ردّ کافران3»،
رساله «دربارۀ وجود و ماهیت4» و تفسیر بر برخی آثار ارسطو اشاره کرد.
تـوماس
در انتخـاب میـان عقل و ایمـان ــ کـه از شایعترین مسائل سدههای میانه است ــ قاطعانه
جانب ایمان را میگیرد و نقد عقلانیِ مبادی دین و تشکیک در حقانیت ایمان را هرگزجایز
نمیداند. پیش از او، از سویی، کسانی همچون اریگنا1 برای عقل چنان مقام شامخی در نظر
گرفته بودند که نه تنها کاربرد آن را در مباحث الٰهیات جایز میشمردند، بلکه آن را
ملاک درستی بسیاری از اصول الٰهیات مسیحی نیز میدانستند(ایلخانی، 168-170). از سوی
دیگر، گروهی همچون راجر بیکن قائل به جدایی کامل این دو حوزه بودند (همو،
381-382). به عقیدۀ توماس،
ادامه مطلب
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-07:40 ق.ظ

به
نظر نمی رسد که اندیشه های یهود درباره زندگی پس از مرگ چندان روشن باشد، با وجود این،
یهودیت آخرت شناسی خاص خود را دارد و بر اساس آن به نظر نمی رسد که زندگی پس از مرگ
جسمانی به پایان می رسد. یهودیت معتقد به رستاخیز مردگان و جهان آخرت است که ارواح
برخاسته از گور، در آن سهیم خواهند بود. اما با وجود این عقیده دیگری در یهود وجود
دارد که بر طبق آن به نظر می رسد امتیاز برخاستن از گور و زندگی پس از مرگ فقط باید
از آن درستکاران باشد و شریران باید برای همیشه با مرگ جسمانی خود نابود شوند (بلاشک
این از موارد تحریف یافته آموزه های موسی علیه السلام است)، همانگونه که موسی بن میمون،
ادامه مطلب
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-07:31 ق.ظ
از
آنجا که روح آدمی فناناپذیر است، مرگ پایان نهائی و کامل حیات انسان نیست. زندگی پس
از مرگ هم وجود دارد که عناصر اصلی آن عبارتند از روز داوری، رستاخیز مردگان و انتقال
افراد به بهشت یا دوزخ بر طبق اعمال نیک یا بد آنها بر روی زمین.
بنابراین
توصیف مسیحیت از زندگی پس از مرگ اساساً با تبیین یهودیت یا اسلام یا حتی دین زرتشتی
تفاوت ندارد. اما جزئیات این مسأله یکسان نیست.
چنانکه
در جای خود گفته شده است هنگامی که جسم آدمی با مرگ نابود می شود، روح باقی می ماند
و زمانی که عالم به پایان نهایی خود می رسد، رستاخیز مردگان روی می دهد. در این رستاخیز،
ارواح تمام انسانها با بدنهای آنها متحد شده، افراد انسانی دوباره با تمام ویژگی های
خود زنده می شوند. اینکه دقیقاً چه زمانی پایان دنیا و در پی آن رستاخیز مردگان فرا
می رسد تنها برای خداوند معلوم است و به خواست و اراده او بستگی دارد؛ اما کتاب مقدس
اشاره می کند که
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-07:23 ق.ظ

شهوت و كینه و فریب:
(سه آتش یا سه ریشه (شهوت؛ یعنى اندیشه نادرست،
ادراك ناپاكى، كشتن، دزدیدن، كامجوئى، دروغ گوئى، بدگوئى، درشتگوئى، یاوه گوئى، حرض،
بدخواهى، و نظرهاى نادرست، اینها چیزهائى هستند كه یا از شهوت یا از كینه یا از فریب
پیدا مى شوند. یعنى دشمنى و خشم، فریب؛ یعنى دانستن درغین، اندیشه نابجا و نادانى است.
این سه، ریشه هاى كردارهاى ناشایسته اند. مراد از ریشه یا علت آن شرایطى است كه بودنشان
تعیین كننده ویژگى اخلاقى یك كردار ارادى است. بیمرگى، راه بیمرگى؛ راه، حالت جنبه
منفى نیروانه است كه به طور مثبت برترین آزادى معنوى است. بیمرگى به ذات جاوید نیروانه
اشاره مى كند.
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-07:16 ق.ظ
اخلاقیات دین بودا
بودا ابتدا به پرهیز دعوت مى كند و نصیحت
مى نماید.
الف- نباید كردها:
1- موجودات زنده را نباید كشت.
2- اموال دیگران را نباید تصاحب كرد.
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-06:50 ق.ظ
بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى نتیجه
اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در این جهان مى بیند. كسانى كه كار نیك انجام
داده اند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد مى كنند، در بازگشت
با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شكل حیوان بازگشت كنند.
به عقیده برخی تناسخیان،
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-06:49 ق.ظ

بودیسم یا آیین بودایی، یکی از بزرگترین
آیین های جهان است که در جنوب شرق آسیا، دارای پیروان زیادی می باشد. پیش از فرا رسیدن
آیین بودا، دو جریان فکری کرمه (هر کرداری که روح انجام دهد نتیجه ای مناسب با آن به
دست خواهد آورد. یعنی عمل و تقدیر) و اوپه نیشد (به عالم خدایان فقط از راه معرفت می
توان رسید، در حالی که پیروان طریق عبادی را بدان راه نیست) پدید آمد و مکتب سومی نیز
وجود داشت که چارواکه (مکتبی بود که به زندگی پس از مرگ بی اعتقاد بود) خوانده می شد.
در میان این سه مکتب بود که آیین بودا ظهور کرد و باب نویی در شناخت چگونگی رنج جهانی
و طریق نجات از آن را گشود.
آیین بودا در حدود 2500سال پیش در هندوستان
در پای کوه های
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-06:31 ق.ظ

در دوره برهمنى (سالهاى 800 ق.م. تا 500 ق.م.)
آیین قربانى به افراط گرایید و با توسعه آن مسائل عمیق دینى به فراموشى سپرده شد. قربانى
اسب و چیزهاى دیگر آسیب شدیدى به اقتصاد کشور وارد آورد و خزانه پادشاه را تهى کرد.
از این رو، برهمنان چاره کار را در اصلاح دین دیدند و بدین منظور براهمناها را پدید
آوردند که مشتمل بر دو بخش است:
الف) آرنیاکاها (Aranyakas) یعنى جنگل نامه، مشتمل
بر مسائل مورد نیاز اهل ریاضت؛
ب) اوپانیشادها (Upanishads) به معناى نزدیک نشستن،
کنایه از آموختن اسرار دین.
اوپانیشادها شهرت زیادى پیدا کرد. این کتاب
را براى نخستین بار
ادامه مطلب
تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-10:54 ق.ظ

در اعتقاد مسیحیان، پس از حضرت عیسى(علیه
السلام) هیچ شخصیتى از موقعیت و جایگاه حضرت مریم(علیها السلام) برخوردار نیست. در
طول تاریخ، كلیسا كوشیده است با توصیفاتى هم چون بكارت و پاكى و معراج حضرت مریم(علیها
السلام)، چهره ى ممتاز این بانوى مقدس را ترسیم كند. اما آن چه از خود اناجیل در مورد
این شخصیت قابل برداشت است با آن چه از تعالیم ارباب كلسیا دست مى دهد، تا حدودى متفاوت
است. آیاتى كه
ادامه مطلب
تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-10:35 ق.ظ

یک موضوعی که در رابطه با مسیحیت وجود دارد
این است كه تطورات چگونه بر دعوت مسیح مستولى گردید. و این دعوت در مسیرش در خلال قرون
گذشته تا به امروز چه دگرگونیهایى به خود گرفته، و چگونه ملعبه هوسبازان شده، و چگونه
عقاید بت پرستى را به طورى مرموز و ماهرانه وارد در دعوت مسیحیت كردند، اولاً در حق
مسیح، غلو نموده، او را موجودى لاهوتى معرفى نمودند و بعداَ به تدریج سر از تثلیث و
سه خدایى در آوردند. خداى پسر و پدر و روح، و در آخر مساله صلیب و فدا را هم ضمیمه
كردند، تا در سایه آن عمل به شریعت را تعطیل نموده، به صرف اعتقاد اكتفاء كنند.
ادامه مطلب
تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-10:24 ق.ظ

نقطه مركزى اندیشه ى مسیحیت، حضرت عیسى مسیح
است. مسیح از «مشیاح» (مسیاح) كلمه اى عبرى است، به معناى «مسح شده» (تدهین شده) یا
به معناى «مبارك».
عیسى(علیه السلام) از نظر كتاب مقدس
قدیمى ترین منبع موجود در مورد هویت حضرت
عیسى(علیه السلام) كتاب عهد جدید است. در رساله هاى پولس و انجیل مرقس كه نخستین نوشته
هاى مسیحى اند سخنى از اصل و نسب آن حضرت نیست، كه این مطلب مى تواند دلیلى بر ناآشنایى
این دو نویسنده با گذشته ى تاریخى وى باشد. در نامه هاى پولس، عیسى(علیه السلام) نه
یك بشر، بلكه خداوندى است كه براى آمرزش گناهان بشر از آسمان به زمین نزول كرده و پس
از مصلوب شدن، مجدداً به آسمان بازگشته است; بنابراین او نیازى به تاریخ و گذشته و
خانواده ندارد. اما نویسندگان اناجیل متى و لوقا براى پر كردن خلأ موجود در انجیل مرقس
شجره نامه اى از حضرت عیسى ذكر مى كنند. درباره ى شجره نامه ى حضرت عیسى(علیه السلام)
لازم است به نكاتى توجه شود:
ادامه مطلب